أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي

61

مناقب العارفين ( فارسى )

( 2 / 4 ) همچنان منقولست كه در قيصريه سيّد را در مسجدى « 1 » امام كرده بوذند ؛ از غايت استغراقى كه داشت در قيام نماز روزى تمام مىماند و در ركوع و سجود همچنان مىكرد ؛ بعضى جماعت از ان حال عاجز مىشذند ؛ روزى از جماعت عذر « 3 » خواست كه مرا عذريست و جنونى دم‌به‌دم غلبه مىكنذ بر من ؛ و من امامى را نشايم ، مرا معذور داريذ و امامى عاقل طلب كنيذ ؛ جماعت فرياذ كردند كه در پى تو يك ركعت نماز ما بجاى هزار ركعت نماز است و ما بذان جنون راضييم ؛ عاقبت‌الامر فارغ شذ ( 2 / 5 ) همچنان روايتست « 9 » كه سيّد بعد از آنك مريد بهاء ولد شذه بوذ ، زمانى ديوانه‌وار روى بصحرا نهاذه از غلبات انوار تجليّات و تواتر حالات مضطرب و بىقرار مىشذ ، و رياضت او به‌غايتى « 11 » بوذ كه سر و پاى برهنه دوازده سال در بيشه‌ها و كوهستان مىگشت ؛ و انبانچهء داشت پر آرد جو كرده و در مدّت ده روز بارى سه دانه بغراق « 13 » مىساخت و افطار مىكرد ؛ تا حدّى كه از غايت جوع بكلّى دندانهاش رفته بوذ ؛ ناگاه سحرگاهى از عالم غيب هاتفى آواز داذ كه بعد اليوم رياضت را بمان و ديگر زحمت مكش ؛ سيّد جواب داذ : باللّه الّذى بعث نبيّا محمّدا « 17 » على الاسود و الاحمر ، تا معيّن مشاهده نكنم ، دست از مجاهده برندارم ؛ و هرچه مىخواست از حضرت عزّت ميسّرش مىشذ ؛ بعد از كمال ولايت و مكاشفات بىنهايت بفراغ بال به حال درون مشغول شذ تا انقراض ايّام عمر عزيز . . . . . . . . . .

--> ( 2 / 4 - 5 ) Z 19 آ - ب B 18 ب K 48 94 , I , H ; 26 - 16 , I , T ( 1 ) مسجدى BZ : مسجد K - - ( 3 ) عذر ZB : عذرى K - - ( 9 ) روايتست ZK : منقولست B ( 11 ) به‌غايتى ZK : به‌غايت B - - ( 13 ) بغراق ZK : بعراق B - - ( 17 ) محمدا ZK : محمد B